برای دیدن تصاویر در ابعاد بزرگتر روی تصاویر کلیک کنید
تو همچنان چون تکّه سنگی، محکم بایست؛ سرد و خشن. که سرنوشت زمینهای الخلیل، این گونه رقم خورده است. بگذار با چکمههایشان، بر صورت تکه پارهات بکوبند.
بگذار شلاقهای تعصب و جهلشان، رسواتر از همیشه، بر درختهای زیتونت فرود آیند.
فلسطین یعنی همین...
فلسطین یعنی همین. یعنی تکه تکه جنازهها را در خود فرو خوردن و دم بر نیاوردن، قطره قطره ریشههای سست حیات را با خون فرزندان آب دادن و دم بر نیاوردن.
فلسطین یعنی سنگ، یعنی مشت، یعنی درد، یعنی خشم.
پس ای زمین سرخ! شکوه نکن، که سرنوشت شاخههای زیتون را شکسته رقم زدند. صبور باش!
تو همچنان مثل تکه سنگی سخت، محکم بایست و فراموش نکن که دستهای کودکان جنین، هرگاه که از سلاح سرد خالی میشوند، یک تکه از تو را میخوانند.
از هم فرو نپاش که حرارت خون الدورهها. قلب بیتالمقدس را گرم نگاه خواهد داشت و نخواهد گذاشت خون کودکان بیگناه، بر دیوارهای زخمی شهر خشک شود.
پس ذرهای شکوه نکن که: «اِنَّ اللّهَ مَعَ الصّابِرِینَ».
  نوشته شده به خط بیابانی تشنه باران
|