تبليغاتX
صفحه نخستEnglish / العربیة / French


سرزمین آرزوها - 8 سال حاکمیت اصلاح‌طلبان
 

سال حاکمیت اصلاح‌طلبان در دولت و4 سال حاکمیتشان در شورای شهر اول و مجلس ششم برای ملت بهای سنگینی داشت. درتحمیل این بهای سنگین فردی به شدت سهیم است که میل بسیاری دارد تا با مطرح کردن شعارهای امام و انقلاب آنهم بعد از 20 سال سکوت پرهزینه برای ملت، خود را از مسئولیت آن دوران برهاند.

 

میرحسین موسوی نامی آشنا در دوران انتخابات‌ها است. نامی که با برنامه‌ریزی سیاست مدارانه مطرح می‌شد و آنگاه که باید می‌آمد عرصه را به کسانی می‌سپرد که کمترین سنخیت را با شعارهای امام و انقلاب داشتند. برادران خاتمی‌ها، بهزاد نبوی‌ها، آرمین‌ها، الاهه کولایی‌ها، عبدالله نوری‌ها، مهاجرانی‌ها، کرباسچی‌ها و... کسانی بودند که او در به قدرت رسیدنشان مشارکتی فعالانه داشت، شاید بپرسید چگونه؟ حکایت او حکایت دختری است زیباروی که به خواستگار نشانش می‌دهند اما بر سر سفره عقد، خواهر زشت رویش را می‌نشانند و داماد بازی خورده در حجله متوجه کلاه گشادی بر سرش می‌شود. آقای میرحسین موسوی با سکوت تعیین کننده‌اش و حتی حمایت‌هایش از آن جریان، بارها نقش آن خواهر دغل کار را برای به قدرت رسیدن اصلاح طلبان بازی کرده است. اما به راستی او از این کار چه فایده‌ای می برده و چرا اجازه این سوء استفاده از خود را به آن‌ها می‌داده؟ آیا نمی‌توان اینگونه برداشت کرد که او و شخصیت‌های از پیش گفته دو روی یک سکه‌اند و بنا بر جو غالب جامعه و با هدف کسب قدرت سیاسی خود را می‌نمایانند. امروز که به برکت مجاهدت‌های رهبر انقلاب و سرباز فداکارش احمدی‌نژاد عزیز، شعارهای امام و انقلاب فضای میهن اسلامیمان را فرا گرفته است میرحسین موسوی برای جایگزینی خاتمی از پرده برون می‌افتد.

 

اگر بخواهیم به دسته گل‌هایی که اصلاح‌طلبان به سرکردگی خاتمی به آب داده‌اند اشاره کنیم یکی از واضح‌ترین و تاسف‌بارترینشان تسلیم در برابر حرف زور غرب در ماجرای هسته‌ای بود. هیچوقت یادم نمی‌رود که دولت خاتمی 2 سال تمام فعالیت‌های هسته‌ای و حتی استخراج سنگ اورانیم از معادن را متوقف کرد. وقتی از او سوال می‌شد دستآوردمان چه بوده می‌گفت اروپایی‌ها به حق ما در داشتن انرژی صلح آمیز اذعان کرده‌اند (حالا این حق 40،50 سال پیش وقتی ما عضو آژانس شده بودیم توسط دنیا به رسمیت شناخته شده بود) این در حالی بود که تهدیدات نظامی و عربده کشی‌های بوش علیه کشورمان روز به روز بیشتر می‌شد، جایگاهمان در محور شرارت بودن به بهانه حادثه مشکوک 11 سپتامبر محکمتر، تحریم‌های اقتصادی غرب پابرجاتر، فشار روانی و تبلیغاتی رسانه‌های غرب علیه‌مان در  داخل و خارج از کشور بیشتر و... .

 

یادم نمی‌رود شیرزاد نماینده خائن اصفهان را که در نطق پیش از دستور مجلس ششم نظام را متهم به 19 سال دروغ‌گویی می‌کرد، و می‌گفت امروز دم خروس بیرون افتاده است و تلاشتان برای ساخت بمب هسته‌ای برملا گشته تا ماشین رسانه‌ای غرب خدای نکرده بی‌بنزین نماند. یا گفته‌های بهزاد نبوی را که همگام با تبلیغات غرب ما را به علت داشتن نفت و گاز بی‌نیاز از انرژی هسته‌ای قلمداد می‌کرد و اینطور القا می‌کرد که دست اندرکاران این قضیه دنبال چیز دیگری بوده‌اند. یا از همه جالبتر طرح سه فوریتی امضای پروتکل الحاقی توسط نمایندگان مشارکتی مجلس ششم را به یاد می‌آورم که در بهبوهه مذاکرات با سه کشور اروپایی در مجلس طرح می‌کردند آنهم در شرایطی که این پروتکل شوم به شکل غیر قانونی(به علت عدم تصویب در مجلس) در حال اجرا توسط دولت بود.

 

مذاکره کننده‌های بیچاره هم وقتی می‌خواستند تصویب این پروتکل را در مذاکرات به عنوان امتیازی به غرب بفروشند و در قبال این همه عقب نشینی لا اقل امتیازی پشمکی بگیرند با پوزخندی معنادار مواجه می‌شدند، چون نمایندگان شجاع مشارکتی – مجاهدینی قبلا آنرا در مجلس مطرح کرده بودند. حال قیافه مذاکره کننده‌ها دیدنی بود، آنهم چه مذاکره کننده‌هایی، امثال موسویان و سیروس ناصری. آن بندگان خدا که همینطوری در برابر غرب وا داده بودند حالا وقتی چنین پشتوانه‌های قدرتمندی در مجلس ششم داشتند دیگر واقعا در مذاکرات دیدنی می‌شدند. این ایستادگی‌های شجاعانه! فقط در ماجرای هسته‌ای نبود، در مذاکرات نفتی و برای بستن قراردادهای کذایی بیع متقابل، درمذاکرات اقتصادی با صندوق بین المللی پول و بانک جهانی برای گرفتن وام و اتخاذ سیاست‌های پولی و صنعتی، در تعاملات حقوق بشری و در سازمان‌های بین المللی، در انتخاب استراتژی‌های صنعتی و در یک کلام در همه زمینه‌های مواجهه با غرب همین رویه مسالمت‌آمیز و صلح‌طلبانه! با تمام توان دنبال می‌شد. شاید سؤال شود چگونه در پایان 8 سال چیزی از ما باقی مانده. جواب آن روشن است به خاطر وجود رهبری.

 

به میان آوردن کلام رهبری به معنای سوء استفاده و هزینه کردن از ایشان نیست. تنها برای روشن شدن اذهان عمومی سخن ایشان را قید کرده ام و خواهم کرد...

 

مسئله از این قرار است:

 

آیا رهبر انقلاب به سیاست‌های اصلاح طلبان در قبال انرژی صلح آمیز هسته‌ای خرده گرفته‌اند؟

 

 

"... رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به شادمانی و خرسندی عمیق ملت ایران از پیشرفت‌های عظیم هسته‌ای افزودند: این پیشرفت‌ها مایه تقویت اعتماد به نفس ملی است اما بعضی افراد، نظام و دولت را برای همین پیشرفت‌ها به چالش می‌كشند و خواسته یا ناخواسته برای تضعیف اعتماد به نفس ملی تلاش می‌كنند كه ملت باید مراقب اینگونه رخنه‌ها باشد.

 

حضرت آیت الله خامنه‌ای با اشاره به فرایند عقب نشینی در برابر خواست‌های هسته‌ای دشمن در چند سال قبل افزودند: البته این فرایند به ملت ایران و افكار عمومی جهان نشان داد كه وعده‌های غرب توخالی است چرا كه تعلیق موقت و داوطلبانه ایران، با سوء استفاده دشمنان در حال تبدیل شدن به حذف فعالیت‌های هسته ای در كشور بود كه بنده همان موقع تأكید كردم اگر روند مطالبه پی در پی طرف‌های هسته‌ای ادامه یابد وارد میدان می‌شوم كه این كار انجام و روند توقف فعالیت‌های هسته‌ای به روند پیشرفت هسته‌ای تبدیل شد.

 

رهبر انقلاب اسلامی در ادامه بحث در زمینه رخنه‌های بیگانگان برای تضعیف اعتماد به نفس ملی، به مسئله رابطه با امریكا اشاره كردند و افزودند: قطع رابطه با امریكا از سیاست‌های اساسی ماست البته ما هیچگاه نگفته‌ایم این رابطه تا ابد قطع خواهد بود بلكه شرایط دولت امریكا به گونه‌ای است كه ایجاد این رابطه اكنون به ضرر ملت است و طبعاً آن را دنبال نمی‌كنیم..."

 

سی دی ماه 1386 - دیدار با دانشجویان دانشگاه های یزد

 

 

 

در حالی که انرژی هسته‌ای یکی از عوامل تاثیر گذار در پیشرفت کشور ما است، عزت ایرانیان را افزایش می‌دهد، می‌تواند مبدأ هزاران هزار فعالیت مکانیکی، الکترونیکی و صنعتی در کشور شود و در نهایت به توسعه کشورمان خدمتی اساسی کند کسانی در دولت اصلاحات این انرژی مفید را منکر می‌شدند و می‌شوند و آن را مغایر با منافع ملی می‌دانند. این افراد که همیشه در حال ترسیدن از حمله آمریکا به ایران هستند بت معیشت جهان را غرب می‌دانند و چنان مدهوش تکنولوژی‌های بالای غرب شده‌اند که دین و ایمان و اخلاق را در تعظیم به این شیطان صفتان می‌دانند. بسا افسوس و بسا اندوه. اگر این افراد اندکی اعتماد به نفس، امید و اتکال به خدا داشتند خودشان می‌شدند همان بتی که پرستشش می‌کنند. اما جربزه آن‌ها در این حد نیست که کارهای بزرگ را با اراده‌ای پولادین انجام دهند. افسوس که این مدعیان اصلاح طلبی اندکی جربزه اصلاح، به قول خودشان و بهبود اوضاع، به قول من در ساختار اداری کشور ندارند و نخواهند داشت. آن چیز که آن‌ها از آن بی بهره‌اند ایمان و تقوا الهی است. نماز صبح رئیس جمهورش که قضا می‌شود و با وقاحت تمام آن را در تلویزیون بیان می‌کند! به به چه صداقتی دارد این رئیس جمهور! تف تو ریا! دست او در دست نا محرمی قرار می‌گیرد! نمایندگان مجلسش اندکی جرأت ندارند و در مقابل پیشرفت ایران در مسئله بسیار مهم انرژی هسته‌ای وا می‌دهند! پرونده دروغین نوارسازان را به راه می‌اندازد! غائله 18 تیر را به نام ولایت مداران تمام می‌کند! دانشجو این قشر بسیار تأثیر گذار در آینده کشور را فریب می‌دهند! و در نهایت با نام اصلاح طلبی و آزادی تمام مردم را سر کار می‌گذارند. اصول که مشخص است. قرآن و عترت. اصلاح طلبی به معنای حزب به چه منظوری می‌تواند استفاده شود؟ چه کنیم که عناصر نفوذی مربوط به خودشان با نام حزب الله رفتارهای متحجرانه می‌کنند؟ چه کنیم که غائله قتل‌های زنجیره‌ای را راه می‌اندازند و می‌گویند حزب اللهی‌ها تروریستند؟ این‌ها جز خوارج زمان علی علیه‌السلام نیستند. اقامت‌هایشان در کشورهای خارجی که به راه است دولت نهم را ناپاک می‌شمارند. زمین که به وزرایشان می‌دهند دولت نهم را گداپرور می‌نامند. اسرائیل را که به رسمیت می‌شناسند دولت نهم را تقویت کننده گفتمان انقلاب نمی‌دانند! رسانه‌هایشان که وقیح‌ترین سخنان را در مورد رئیس جمهور دولت نهم و شخص ولی فقیه می‌نویسند دولت نهم را مسبب رواج بداخلاقی در جامعه می‌دانند... این‌ها چه کسانی هستند؟ اگر این‌ها زمان علی علیه‌السلام بودند بهتر از خوارج نبودند. چرا که شالوده اصلاح طلبی مخالفت با هرگونه تقدس مآبی از نظر خودشان است! از دیدگاه آن‌ها تنها ائمه طاهرین مقدسند. البته گاهی اوقات استثناء خاتمیشان می‌شود حسین زمانه‌ی‌شان!!! علی علیه‌السلام هم بشری بود مثل همه ما اما فرقش در باطنش بود و عظمتش در ظاهرش دیده می‌شد... در زمان رحلت پیامبر رحمت از کجا که این آقایان ظاهربین، علی زمانه خود را درست تشخیص می‌دادند؟ از کجا که اسامه را مستحق سردار سپاهی می‌دانستند؟ از کجا که پیامبر را هذیانگو خطاب نمی‌کردند؟ مشکل آن‌ها چشم آن‌هاست. اندیشه آن‌ها مشکل دارد. باید چشمشان را عوض کنند آن وقت همه چیز درست می‌شود... اما نه. حتی اگر بمیرند و دوباره زنده بشوند باز هم همین راه را می‌روند و امام زمان را هم استیضاح خواهند کرد!

 

 

     نوشته شده به خط بیابانی تشنه باران  | 
spacer
spacer

استفاده از مطالب اين وبلاگ در جهت نشر ارزشهاي ديني و اسلامي به ويژه ارزشهاي شيعي حتي بدون درج منبع كاملا شرعي و مجاز مي باشد

E.Mail : katibeye.zakhm@gmail.com