در ظرف سه سال سه توقيع از ناحيه امام زمان(ع) به او رسيد كه امام در خطابهايش به او چنين مىفرمايند:
1- للاخ الاعزا السديد الشيخ المفيد: برادر عزيز و استوار شيخ مفيد.
2- سلام عليك ايهاالعبد الصالح الناصر للحق الداعى اليه. سلام بر تو اى بنده شايسته خدا و اى يارى دهنده حق و دعوت كننده به سوى آن.
و جالب اينجاست كه در زمان غيبت كبرى هيچ توقيعى از ناحيه مقدسه نرسيده است. مگر براى شيخ مفيد و شيخ اسدالله كاظمينى رحمهما الله تعالى.
در يكى از نامهها كه در اواخر ماه صفر سال 410 از ناحيه مقدسه براى شيخ مفيد ارسال شده امام چنين مىفرمايند:
بسم الله الرحمن الرحيم، اما بعد سلام بر تو اى دوستدار مخلص دين كه در ولايت ما مخصوص به يقين گشتهاى ... پس از ستايش و حمد خداوندى كه معبودى جز او نيست و درود به سيد و مولى و پيغمبر گرامى ما حضرت محمد(ص) خداوند توفيقت را در يارى از حق مستدام فرمايد و پاداشت را در نشر علوم براى ما براستى زياد و فراوان نمايد... بدان كه ما رخصت يافتيم تا تو را به نامه نگارى مشرف ساخته و دستور دهيم احكام ما را به دوستانمان كه نزد تو هستند برسانى، خداوند آنان را به طاعت خود عزيز فرموده و به وسيله رعايت و حراست خود مهم آنان را كفايت فرمايد، پس تو به يارى خدا واقف شو بر آن دشمنانى كه از دين خدا بيرون رفتهاند. بدانچه اكنون برايت بيان مىدارم و در رساندن آن به سوى آنان كه اطمينان دارى بر آن وجهى كه براى تو مىنويسم...
ما اگر چه بر طبق آنچه خداوند براى ما و شيعيانمان مصلحت دانسته تا مادامى كه دولت دنيا در دست فاسقان است جايمان از جاى ستمگران دور است، ولى با اين حال به احوال شما آگاهيم چيزى از اخبار شما بر ما پوشيده نيست و ما از پيش آمد ناگوارى كه براى شما اتفاق افتاده آگاه هستيم و اين پيشامد بدان سبب شد كه بسيارى از شما به سوى آنچه پيشينيان صالح از آن روگردان بودند متمايل گشته و بدان عهدى كه از ايشان گرفته شده بود پشت پا زدند، گويا اينان نمىدانند كه ما در فكر شما هستيم و از ياد شما بيرون نرفتهايم وگرنه بلاى سختى به شما مىرسيد و دشمنان شما را مستاصل مىكردند. پس از خدا بترسيد و در بيرون آمدن از فتنهاى كه بر سر شما و بر سر آنكه اجلش نزديك شده سايه افكنده است به ما كمك كنيد، و حفظ كنيد خود را از آن فتنه كسى كه به آرزويش رسيده باشد و آن فتنه نشانهاى است براى حركت كردن و اظهار نمودن شما امر و نهى ما براى همديگر. خدا به پايان رساند نور خود را اگر چه مشركان نخواهند...
چون جمادى الاولى اين سال در رسد بدانچه در آن اتفاق مىافتد پند گيريد و براى آنچه پس از آن مىآيد از خواب غفلت بيدار شويد به زودى از آسمان براى شما نشانه و آيت آشكارى ظاهر گردد و مانند آن نيز از زمين نمودار شود و در مشرق زمين جريان ناگوار و حزن آورى اتفاق افتد و مردمى كه از اسلام بيرون هستند بر سر مردم عراق مسلط گردند و به كردار ناپسند آنها روزى بر مردم عراق تنگ گردد و پس از اين جريان با نابود شدن مرد سركش از اشرار اندوه بر طرف گردد و از نابودى او مردمان با تقوا و نيكان خشنود گردند براى آنان كه در اطراف جهان اراده انجام حج را دارند وسائل آماده گردد و ما را نيز در آماده كردن وسائل حج به اختيار و توافق ايشان سهمى است كه آن با نظم و ترتيب در كار آشكار گردد. پس هر يك از شما بايد كارى كند كه او را بدوستى و محبت ما نزديك گرداند واز آنچه موجب سخط و ناراحتى ماست بپرهيزد زيرا كار ما چنين است كه بطور ناگهانى در مىرسد و هنگامى در آيد كه توبه او را سود ندهد و پشيمانى از گناه وى را نجات نبخشد. خداوند راه رستگارى را به شما الهام فرمايد و در توفيق يابى به رحمتش درباره شما لطف نمايد.
مناظرات شيخ مفيد با علماي بزرگ عامه
شهر بغداد كه از مراكز مهم علمي عصر به شمار مي رفت، در آن زمان مملو از فقها و متكلمان مذاهب مختلف بود. پيروان مذاهب اهل تسنن كه از نظر علم كلام آنها را "معتزلي" و "اشعري" مي گفتند، در مجامع عمومي و گاهي در حضور خليفه مجلس ها گرفته و هر كس براي اثبات مرام خود حجت ها مي آورد و دليل ها اقامه مي كرد. علماي شيعه كه تا آن روز به آن محافل راه نداشتند، با طلوع شيخ مفيد در بغداد، نه تنها در مجامع آنها شركت مي نمودند، بلكه "شيخ مفيد" و "ابن معلم" يگانه عالم مبرّز و سخنوري بود كه با نيروي علم و بيان و منطق محكم خود در تمام موارد بر همگان غلبه مي يافت.
از خطيب بغدادي كه هم عصر شيخ مفيد بوده است نقل شده كه گفته است: "او اگر مي خواست مي توانست ثابت كند كه ستون چوبي از طلاست"! علي بن عيسي رماني و قاضي ابوبكر باقلاني قاضي القضاة بغداد، فاضل كتبي و ابوعمرو شطوي و ابوحامد اسفرائني شافعي قاضي عبد الجبار معتزلي و غيرهم از دانشمندان بزرگي بودند كه اغلب اوقات مفيد با آنها در بحث امامت و اصول عقائد به گفتگو مي پرداخت و آنها را ملزم و محكوم مي ساخت.
داستان مناظرات آنها بسيار شيرين و خواندني است. سيد مرتضي كه بزرگترين شاگرد شيخ مفيد است آنها را در كتابي جمع نموده كه از جمله يك داستان آن را براي نمونه مي آوريم:
در كتاب "مجموعه ورّام" مي نويسد: "مفيد در اصل از "عكبرا" است، در ايام كودكي همراه پدرش به بغداد آمد و نزد ابوعبدالله معروف به "جعل" به تحصيل پرداخت. سپس به مجلس "ابوياسر" كه در دروازه خراسان تدريس مي كرد حضور يافت. چون ابو ياسر از عهده بحث و پرسشهاي او درمانده شده او را به "علي بن عيسي رمّاني" كه از بزرگان علماي كلام بود ارجاع داد و گفت چرا به نزد او نمي روي تا از او استفاده كني؟ مفيد گفت او را نمي شناسم و كسي ندارم مرا به او معرفي كند. ابوياسر يكي از شاگردان خود را همراه او كرد و نزد رماني فرستاد چون مجلس رماني از فضلا و دانشمندان پر بود، مفيد در صف آخر نشست و به تدريج كه مجلس خلوت شد نزديكتر رفت. در آن اثناء مردي از اهل بصره آمد و از رماني پرسيد چه مي فرماييد در باره حديث غدير (كه به عقيده شيعه پيغمبر اكرم (ص) اميرمؤمنان (ع) را جانشين بلافصل خود گردانيد" و داستان غار (كه به اعتقاد اهل سنت دليل برخلافت ابوبكر است)؟ رماني گفت داستان غار درايت ( يعني امري مسلم و معقول) است و حديث غدير روايت و منقول مي باشد، و آنچه از درايت و امر مسلم استفاده مي شود از روايت مستفاد نمي گردد. مرد بصري سكوت كرد و برخاست و از مجلس بيرون رفت.
در اين موقع مفيد خود را به رماني نزديك گردانيد و گفت: سوال دارم. رماني گفت: بگو! شيخ مفيد گفت: چه مي فرماييد درباره كسي كه بر امام عادل خروج كند و با وي جنگ نمايد؟ رماني گفت: او كافر است، بعد گفت: نه فاسق است. شيخ مفيد پرسيد: راجع به امامت اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب عليه السلام چه مي گوييد؟ رماني گفت: او امام است. مفيد گفت: درباره طلحه و زبير( دو آتش افروز جنگ جمل بر ضد اميرالمؤمنين بودند) چه مي فرماييد؟ رماني گفت: آنها از اين عمل توبه كردند. شيخ مفيد گفت: جناب استاد!داستان جنگ جمل درايت و امر مسلمي است و توبه كردن طلحه و زبير روايت مي باشد!!رماني كه متوجه موضوع شد گفت: مگر موقعي كه آن مرد بصري از من سئوال كرد تو حاضر بودي؟ شيخ مفيد گفت: آري: رماني گفت: اين سخن به جاي آنچه من گفتم! اشكال تو وارد است!! آنگاه پرسيد: تو كيستي و نزد كدام يك از علماي اين شهر درس مي خواني؟ مفيد گفت: نزد شيخ ابوعبدالله جعل. رماني گفت: بنشين تا من مراجعت كنم. سپس برخاست و به درون خانه رفت و پس از لحظه اي برگشت و نامه اي سربسته به وي داد گفت: اين را به استاد خود بده. مفيد نامه را آورد و به استادش تسليم كرد. استاد نامه را گشود و شروع به قرائت آن كرد و طي مطالعه آن به خنده افتاد. پس از قرائت نامه گفت: رماني ماجرائي را كه ميان تو و او در مجلس وي روي داده نوشته و سفارش تو را نموده و تو را ملقب به "مفيد" كرده است. (17)
تبعيدها و گرفتاري هاي شيخ مفيد
به طور خلاصه مناظرات شيخ مفيد و آزادي نسبي كه شيعه در زمان آل بويه يافتند، چندان هم پايدار نماند. زيرا بعد از عضدالدوله - حتي در زمان خود وي - به واسطه درگيري هاي شيعه و سني چند بار شيخ مفيد دستگير و تبعيد شد. از جمله به گفته ابن اثير در سال 393 هـ كه بهاء الدوله ديلمي پسر عضدالدوله، الطائع لله خليفه عباسي را از خلافت خلع كرد، بغداد سر به شورش برداشت. بهاء الدوله نيز سرلشكر خود را به بغداد فرستاد و او سني و شيعه را از اظهار مذهب خود منع كرد، و شيخ مفيد را تبعيد نمود.
و باز ابن اثير مي نويسد: در سال 409 ه سلطان الدوله پسر بهاء الدوله، ابن سهلان را به حكومت بغداد منصوب داشت، و چون او وارد بغداد شد، ابوعبدالله بن نعمان فقيه شيعه را تبعيد كرد.
اين تبعيدها و دستگيري ها گاهي عمدي بود كه از ناحيه سلطان يا حكمران او انجام مي گرفت، و زماني به خاطر فرو نشاندن نزاع بين دو فرقه و جلوگيري از هجوم اكثريت سني بر ضد اقليت شيعه در محله "كرخ" بغداد - محل اقامت شيخ مفيد - روي مي داده است.
استادان وي
محدث بزرگوار "حاج ميرزا حسين نوري" در اثر گرانقدرش "خاتمه مستدرك الوسايل" پنجاه تن از استادان شيخ مفيد را نام مي برد و در مقدمه چاپ جديد "بحارالانوار" اين تعداد به 59 تن رسيده است. ممكن است بيش از اينها هم بوده اند. شيخ مفيد در نزد اينان كه از شيعه و سني و زيدي بودند علوم متداول عصر يعني ادبيات عرب، قرائت، كلام، فقه، اصول، حديث، تفسير، رجال و غيره را فرا گرفته است. معروفين آنها جعفربن محمد قولويه قمي محمدبن علي بن بابويه قمي (شيخ صدوق)، ابوعبدالله صفواني احمد بن محمد بن وليد قمي، ابوعبدالله مرزباني، ابوجعفر محمد بن حسين بزوفري، ابوغالب زراري، ابن جنيد اسكافي، ابوعلي صولي بصري، علي بن محمد رفاء، علي بن ابي الجيش بلخي و ابوعبدالله جعل مي باشند كه همگي از اعاظم فقها و متكلمين و محدثين و رجال نامي بوده اند.
شاگردان او
همچنين گروه بيشماري از دانشمندان كليه مذاهب جزء شاگردان وي بوده اند، ولي متأسفانه جز 15 نفر آنها را كه درمقدمه "بحارالانوار" نام برده اند، از بقيه اطلاع درستي نداريم. قبلاً از علماي عامه نقل كرديم كه در مجلس وي از عموم مذاهب شركت مي نمودند، و گروهي از دانشمندان محضرش برخاستند، ولي اينان چه كساني بوده اند، به درستي معلوم نيست.
سرآمد شاگردان شيخ مفيد، علم الهدي سيد مرتضي، برادر نابغه اش سيد رضي، شيخ طوسي، ابوالعباس نجاشي، ابوالفتح كراجكي، دامادش ابويَعْلي محمدبن حسن بن حمزه جعفري، سالار بن عبد العزيز ديلمي معروف به "سَلاّر" و جعفربن محمد دوريستي بوده اند كه همگي از مفاخر علماي شيعه و استادان علوم و فنون اسلامي به شمار رفته اند.
تأليفات شيخ مفيد
شيخ اجل مفيد در سايه علوم سرشار و ذهن وقاّد و نبوغ كم نظير و پشت كار زائد الوصفش كه همگي زبانزد خاص و عام بوده است. در كليه فنون و علوم اسلامي تأليف و تصنيف دارد، و تقريباً از همه موضوعات علمي و ديني سخن به ميان آورده و به تجزيه و تحليل و نقض و ابرام و تخطئه و تصويب آنها پرداخته است. چنانكه از انبوه تأليفات پر ارزش او پيداست، اغلب آنها پاسخ سوالات گوناگون علمي بوده كه از شهرها و كشورهاي اسلامي از وي نموده اند، و ردّ عقايد و نظريات دانشمندان نامي عصر از فرقه هاي غيرشيعه بوده است. علامه متتبع بزرگوار و محدث عالي مقام خبير حاج ميرزا حسين نوري مي نويسد: "كمتر در كتب علماي شيعه كه پس از وي آمده اند يافت مي شود كه از مسايل متعلق به امامت و ادله اثبات آن از كتاب و سنت از نظر درايت و روايت ولو با اشاره به آنها در كتاب هاي شيخ مفيد مطلبي نباشد و ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء."(18)
آثار قلمي آن نابغه نامي شيعه كه به گفته "ذهبي" دانشمند متعصب و معروف سني "تصانيف بديعه و كثيره"(19)است، به نقل شاگرد نامدارش شيخ طوسي، نزديك به دويست كتاب بزرگ و كوچك است .
شيخ طوسي در كتاب "فهرست" بيست كتاب او را نام مي برد، وي مي نويسد: "از جمله كتاب هاي او كتاب مقنعه در فقه، كتاب اركان نيز در فقه، رساله اي در فقه كه براي فرزندش نوشته و كامل نيست، كتاب ارشاد، كتاب ايضاح در امامت، كتاب افصاح، كتاب نقض بر ابن عباد در امامت، كتاب نقض بر علي بن عيسي (رماني) در امامت، كتاب نقض بر ابن قتيبه در حكايت و محكي، كتاب احكام اهل جمل، كتاب منير در امامت، مسائل صاغانيه، مسائل جرجانيه، مسائل دينوريه، مسائل مازندرانيه، مسائل منثوره (پراكنده) قريب يكصد مسئله است، كتاب فصول از عيون و محاسن، كتاب احكام متعه و غير اينها كه در فهرست كتب وي ثبت است. و نيز كتاب مسئله كافيه در ابطال توبه خاطئه، كتاب النصره لسيد العتره في احكام البغاه عليه بالبصره. ما تمام اين كتابها را از وي استماع نموديم. بعضي را با قرائت بر وي و برخي را كه بارها بر او مي خواندند و او مي شنيد، شنيده ايم."
نجاشي شاگرد برازنده ديگر مفيد كه رجال خود را بعد از فهرست شيخ نوشته است جمعاً175 كتاب شيخ مفيد را نام مي برد.
ابن شهر آشوب مازندراني 52 كتاب او را نام مي برد و 15 كتاب اضافه بر ضبط شيخ و نجاشي دارد. بنابراين اسامي 190 كتاب شيخ مفيد با ضبط اين سه دانشمند صاحب نظر اقدم، به دست آمده است. علامه مجلسي نيز در مقدمه بحارالانوار چند كتاب ديگر را اضافه دارد. (20)
از ميان انبوه كتاب هاي گرانمايه شيخ مفيد پيشواي دانشمندان شيعه و بزرگترين دانشمند اسلام در نيمه دوم سده چهارم و اوائل سده سوم هجري كه قسمتي از آنها را ملاحظه نموديد و بقيه را نيز در رجال نجاشي مي توانيد ببينيد، چند كتاب او تاكنون چاپ و منتشر شده است. اين كتابها عبارتند از: عيون و محاسن، ارشاد، اختصاص، اوائل المقالات، مقنعه، امالي، افصاح المسائل العشره في الغيبه. (21)و چند رساله ديگر در كتابي به نام "عدة رسائل الشيخ مفيد".
افول ستاره جامعه تشيع
به روايت شيخ طوسي، مفيد در سال 338 متولد گرديد و دو شب مانده به آخرماه رمضان سال 413 وفات يافت. روز وفات او روزي بود كه از بسياري مردم كه براي نمازگزاردن بر وي گرد آمده بودند و كثرت گريستن دوست و دشمن بر او، از آن بزرگتر ديده نشده است. (22)
شاگرد عاليقدر ديگرش نجاشي كه خود از مردم نواحي بغداد و مانند شيخ طوسي ناظر جريان بوده است، مي نويسد:
"مفيد رحمة الله عليه سه شب مانده به آخر ماه رمضان سال 413 وفات يافت. ولادتش در روز يازدهم ماه ذي القعده سال 336 اتفاق افتاده است. شريف مرتضي ابوالقاسم علي بن الحسين (سيد مرتضي) در ميدان "اشنان" بر وي نماز گزارد. ميدان اشنان با همه وسعتي كه داشت از كثرت جمعيت تنگ بود. مفيد را در خانه اش دفن كردند، و چند سال بعد به "مقابر قريش" جنب مرقد حضرت امام موسي بن جعفرعليهماالسلام منتقل ساختند. قول ديگر اينست كه ولادت او سال 338 بوده است." (23)
چنان كه ديديم شيخ طوسي ولادت مفيد را سال 338 دانسته بود. و نجاشي كه رجال خود را بعد از فهرست شيخ تأليف كرده، 336 ضبط نموده است. همچنين شيخ وفات استادش را دو شب مانده به آخر ماه رمضان و نجاشي سه شب مانده به آخر ماه مبارك دانسته است، ولي سال وفات مفيد سال 413 هـ بوده است.
به هرحال بر اساس قول شيخ طوسي و ابن نديم، مفيد هنگام رحلت 75 سال و به گفته نجاشي 77 سال داشته است.
شيخ مفيد در پايين پاي امام موسي بن جعفر و نوه عاليقدرش امام محمد تقي يعني كاظمين عليهماالسلام جنب آرامگاه استادش جعفربن محمد قولويه قمي آرميده است. گفتني است كه فيلسوف نامي اسلام شيعه خواجه نصيرالدين طوسي نيز در كنار آنها و پايين پاي آن دو امام همام مدفون مي باشد.
علائم قبور هر سه بزرگان نيز براي زائران معلوم است. سيد مرتضي بزرگترين شاگرد مفيد، و مهيار ديلمي شاعر برازنده عصر، فوت پيشواي علماي شيعه را مرثيه گفتند و مراثي آنها در ديوان هر دو كه چاپ شده موجود است.
پي نوشت ها:
1- "رجال" شيخ طوسي، ص 514.
2- "فهرست" شيخ طوسي، ص 157.
3- "رجال" نجاشي، ص 383.
4- معالم العلماء، ص 112.
5- "مجالس المومنين" جلد 1، ص 436.
6- "خلاصة الاقوال" ص 147.
7- رجال علامه بحرالعلوم، جلد 3، ص 311.
8- فهرست ابن نديم، ص 366.
9- فهرست ابن نديم، ص 293.
10- المنتظم جلد 8، ص 11.
11- تاريخ بغداد، جلد 3، ص 331.
12- مرآت الجنان، جلد 3، ص 199.
13- منظور خطيب آن دسته از صحابه و تابعين و ائمه و مجتهدين عامه است كه شيخ مفيد افكار و عقايد و روش آنها را مورد تجزيه و تحليل و تخطئه و تنقيد قرار داده است... (نگاه كنيده به فهرست كتب شيخ مفيد)
14- واسط شهركي بين بغداد و سامراء. امروز در ناحيه دهكده دُجيل واقع در سه يا چهار فرسخي بغداد، و عكبرا در همين مسير واقع در ده فرسخي بغداد بوده است. (نگاه كنيد به نمراصد الاطلاع" در لفظ "واسط" و "عكبرا")
15- لسان الميزان جلد 5، ص 368.
16- "رجال" علامه بحرالعلوم جلد 3، ص 320، خاتمه مستدرك ص 518، معجم رجال الحديث جلد 17، ص 234.
17- البته از ابن شهر آشوب مازندراني نقل شده كه لقب "مفيد" را حضرت امام زمان(ع) به مفيد داده اند. ممكن است چنين بوده و شيخ بزرگوار به اين لقب شهرت داشته، و رماني و قاضي عبدالجبار اين لقب را براي او تأييد كرده اند.
18- مستدرك وسائل، جلد 3، ص 517.
19- ميزان الاعتدال، جلد 4، ص 26 و 30.
20- معجم رجال الحديث، جلد 17، ص232.
21- اين كتاب اخيراً به فارسي ترجمه و چاپ و منتشر شده است.
22- فهرست شيخ، ص 158.
23- رجال نجاشي، ص 287.